السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
521
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤلف : اين روايت بيش از ذكر پاره اى از مصاديق چيز ديگرى ندارد . و در كافى به سند خود از هشام بن سالم و حفص بن بخترى و غير آن دو ، از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ذيل آيه * ( « يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ » ) * فرموده : و آيا جز اين است كه چيزى كه ثابت است محو مىشود ، و چيزى كه محو و نابود است اثبات مىگردد « 1 » . مؤلف : اين روايت را عياشى هم در تفسير خود از جميل از آن جناب نقل كرده « 2 » . و در تفسير عياشى از فضيل بن يسار روايت آورده كه گفت : من از حضرت ابى جعفر ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : پاره اى از امور ، امورى حتمى هستند كه ناگزير واقع مىشوند ، و پاره اى ديگر امورى مشروط و موقوفند كه خداوند هر كدام را بخواهد پيش مىاندازد و يا محو مىكند و يا اثبات مىنمايد ، و هيچكس از اين امور اطلاع ندارد . و اما آنچه كه به وسيله انبياء خبر داده ناگزير واقع خواهد شد ، چون خداوند راضى نيست كه خود و يا ملائكه و يا انبيايش تكذيب شوند « 3 » . مؤلف : اين روايت در همان كتاب به طريق ديگرى نيز آورده شده . « 4 » صاحب كافى هم آن را به سند خود از فضيل از آن حضرت نقل كرده است « 5 » . و در همان كتاب از زراره از حضرت ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : على بن الحسين همواره مىگفت : اگر آيه اى از كتاب خدا نبود هر آينه شما را به آنچه كه بوده و آنچه كه تا قيامت خواهد شد خبر مىدادم پرسيدم كدام آيه ؟ فرمود : آيه * ( « يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ » ) * « 6 » . مؤلف : معناى اين حديث اين است كه از آيه شريفه برمىآيد كه خدا خواسته است خلائقش با جهل به حوادث آينده زندگى كنند ، تا به ضروريات زندگى خود قيام نمايند ، چون اگر عالم باشند هدايت اسباب عادى را نمىپذيرند ، و دو اصل اساسى زندگى كه همان خوف و رجاء است از اعتبار مىافتد . آرى ، اگر حوادث آينده بطور كامل براى آنان هويدا و مكشوف شود ، اين غرض الهى كه ادامه زندگى عادى بشر است فاسد مىشود . و همين جهت باعث
--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 146 ، ح 2 ، ط بيروت . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 215 ، ح 60 . ( 3 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 217 ، ح 65 . ( 4 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 217 ، ح 65 . ( 5 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 147 ط تهران . ( 6 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 215 ح 59 .